میخوام بگم که ای کاش میدونستی چقدر تو قعر هستم .. چقدر همه چی زندگیم به هم پیچیده و چقدر دارم دست و پا میزنم تا نفس بکشم و بتونم ادامه بدم .... به معنای واقعی ظرفیتم داره پر میشه و عمیقا میترسم همه چی و رها کنم ..
و تو از من انتظار داری نسبت به شلوغی میدون علیخانی واکنش نشون بدم؟ که دارن کسی و اعدام میکنن و من چرا هیچی نمیگم؟؟؟پاشم برم اونجا؟؟؟چطوری پاشم برم عزیز من؟
خودم رو زمین و هوا موندم و لنگ ابتدایی ترین نیاز ها هستم و دم نمیزنم ..
بعد تو تو تخت گرم و نرم با گوشی اخرین مدلت و ناخن های رنگی و کلی خرید که امروز داشتی دوتا پست فرستادی که میدون شلوغ شده و شما چرا هیچی نمیگید؟؟؟؟
خودت پاشو برو لطفا ..
تو شاید دو کوچه فاصله داشته باشی ، من اما ۲۰ساعتی از همه چیز دورترم ....
من سیاسی نیستم ..
هرکسی دیدگاه و حریم خودش و داره ..
یکم دوری و دوستی و رعایت کنید .
مخاطبم هیچ شخص بخصوصی نیست ، خودتون و به اب و اتیش نزنید ..
اجازه بدید من در لجنزار دانسته و ندانسته هایم بمونم .
.
.
مرداد ۱۴۰۵
تیر ۱۴۰۵
خرداد ۱۴۰۵
اردیبهشت ۱۴۰۵
اسفند ۱۴۰۴
بهمن ۱۴۰۴
دی ۱۴۰۴
آذر ۱۴۰۴
آبان ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
شهریور ۱۴۰۴
مرداد ۱۴۰۴
تیر ۱۴۰۴
خرداد ۱۴۰۴
اردیبهشت ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
اسفند ۱۴۰۳
بهمن ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۳
آذر ۱۴۰۳
آبان ۱۴۰۳
مهر ۱۴۰۳
شهریور ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
تیر ۱۴۰۳
برچسب:
نویسنده: کارن موسویپور